عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
69
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
شام از وي فوت شد ، و عبداللّه مسعود را چندان نَبزدي كه وي در آن هفته بمرد ، و مهاجر و انصار جمع نشدندي به قتل عثمان ، زيرا كه عثمان از جمله صحابه بود ، و خالد وليد ، سعد بن عباده را نَبِكشتي در زمين شام ، و سعد از جمله اكابر صحابه بود ، و وي هرگز بر ابوبكر و عمر و عثمان بيعت نكرد با جمله خزرجيان . اگر اين حديث معوّلٌ عليه بودي ، ايشان بر ايشان بيعت كردندي ، و ايشان بر انكار ايشان منكر بودندي ؛ و از اينجا بود كه رسول صلّى الله عليه وآله گفت : لاتَرجِعُوا بَعديكُفّاراً يَضرِبُ بعضُكُم رقابَ بَعض ؛ و مع ذلك رسول صلّى الله عليه وآله ، امّت را به تعظيم صحابه فرمود ، و ايشان محترم بودند ، و امّت ايشان را احترام به اقصي غايت ميكردند ، امّا صحابه يك حبّه محبّت عترت نداشتند ، و پنداري آيه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ( شورى : 23 ) فراموش كرده بودند كه سرهاي عترت را در منارها آويختند ، و فقاع بر سر آن ميخوردند ، و به قتل عترت و لعنت ايشان افتخار ميكردند و إنّا فتحنا ميخواندند ، و دعوي كاتب الوحي ميكردند ، و وظيفه ايشان از آيه خمس وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ [ انفال : 41 ] بازميستاندند ، چنان كه عثمان چون مروان كه طريد رسول بود باز خواند و بر مسلمانان حاكم گردانيد و بر ايشان مسلّط بكرد تا آن لعين ، استهزاء به اسلام و اسلاميان داشتي ، و پدر او حكم لعين را هم باز خواند و خمس مال افريقيّه از غنايم كه چندين هزار دينار بود به نصّ خدا حقّ عترت بود به وي داد . مروان را از بيت المال مسلمانان چندان بداد كه عدد آن نتوان گفتن ، و عترت رسول از گرسنگي قوّت آن نداشتند كه حركت بكنند ، و حال فدك همچنين حاصل آيه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً * [ 33 ] مصّدق حديث ما است ، و حديث ايشان بر طريق اطلاق معارض بدين چيزها . بلي ، ما گوييم كهرسول جمعي صالحان را خواست كه ذكر ايشان بيامد كه با بني هاشم بودند ، و منه قوله تعالي : إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ؛ * و نيز ثعلبي